با توجه به اعلام فراخوان یازدهمین جشنواره بین المللی سیمرغ در سال ۹۹، مفدا مازندران بر آن شد که مصاحبهای با یکی از دانشجویان افتخارآفرین در دوره های قبلی جشنواره ترتیب دهد که شرح این گفتگو را در ادامه میخوانید:
۱. لطفا خودتان را کامل معرفی کنید.
نرگس گل افشانی هستم . نقاش و شاعر . ساکن قائمشهر . دانشجوی ارشد ایمونولوژی دانشگاه علوم پزشکی مازندران
۲. شما در دوره قبل جشنواره سیمرغ افتخار کسب کردید لطفا این افتخارات را برای ما شرح بدهید.
من در این دوره از جشنواره مقام اول و تندیس ویژه رشته طراحی را کسب کردم؛ همچنین مقام اول و تندیس ویژه رشته شعر طنز بخش آزاد و مقام اول و تندیس ویژه رشته ترانه بخش سلامت را نیز به دست آوردم و در رشته شعر کلاسیک بخش سلامت نیز جزو کاندیداهای نهایی بودم.
شاعر و طراح افتخار آفرین دانشگاه علوم پزشکی مازندران: مسائل درسی و هنر تناقضی باهم ندارند وبا برنامه ریزی درست میشود به هر دو اینها رسیدگی کرد.
۳. چگونه در این عرصه به موفقیت رسیدید؟رمز موفقیت شما چه بوده است؟
راز و رمز خاصی وجود نداره به نظر من. تنها خصلتی که به من کمک کرد این بوده که دوست ندارم هیچوقت تسلیم شوم و وقتی چیزی را بخواهم واقعا برایش تلاش میکنم. مهم نیست چقدر طول بکشد. خیلی وقتها هم بوده که تلاش کردم و نشده ولی ناامید نشدهام. فقط متوجه شدم باید روب ضعفایم بیشتر کار کنم بیشتر تجربه کنم و بیشتر یاد بگیرم. از کسانی که باورم داشتهاند انرژی گرفتهام و از کسانی که به هر نحوی گفتهاند نمیتوتنی انگیزه گرفتم. طبیعی است که بعضی وقتها کم بیاوریم ولی اینکه در آن حالت بمانیم طبیعی نیست. نکته دیگر اینکه سعی کردم حس و دید خودم را در کارهایم وارد کنم و هرچیزی که واقعا حس کردم روی کاغذ آوردهام.
۴. آیا با فعالیت در عرصه هنر از درس خود جا نماندید؟ چگونه این دو را مدیریت کردید؟
تناقضی با هم ندارند واقعا. با برنامه ریزی میشود به هردو رسید.
۵. از نقش اساتید و مسئولان دانشگاه در موفقیت خود بگویید.
اساتید خیلی کمی پیدا میشوند که به دانشجویی که هنرمند است بها بدهند و درکشان کنند، من از این اساتید نداشتم. ولی در مسئولین دانشگاه با اختلاف بهترین و حامیترین آدمی که دیدم، مسئول دبیرخانه دهمین جشنواره سیمرغ دانشگاهمان بود که تا الان جز حمایت و مهربانی چیزی از ایشان ندیدم. اگه این مدل افراد در دانشگاه بیشتر باشند، مسلما نتیجه چشمگیرتر خواهد بود.
۶. توصیه شما به کسانی که بین درس و فعالیتهای جانبی فاصله زیاد میبینند و معتقدند این دو را نمیشود باهم پیش برد، چیست؟
دیدگاه من در زندگی این است که هیچ چیزی وجود ندارد که واقعا بخواهیم و نشود ولی دید و شرایط آدمها متفاوت است و نمیتوانیم برای همه یک جور نسخه بپیچم.
۷. آثار برگزیده شما در چه فضایی بود؟ و با چه حسی آنها را خلق کردید؟
طراحی من تحت عنوان کودک روستایی بود . عکسی که انتخاب کرده بودم به من حس خوبی میداد. یک بچه در حال بازی و خنده با لباسهای نامرتب و صورت کثیف. هم غمگین بود هم امیدوارکننده. یک معصومیت بینقص داشت و این حسش را دوست داشتم.
شعر طنزم هم در مورد مسایل دانشجویی و سیستم درسی بود. چیزهایی بود که زیاد با آنها برخورد کرده بودم.
ترانهام هم در مورد احساسات یک دختر سرطانی بود. جرقه این شعر یک اتفاق خیلی درونی بود. داشتم موهایم را کوتاه میکردم و ناگهان حس کردم که دوست ندارم کوتاه شوند و ترانه این طور شروع شد:
لرزیدن دستام قیچی رو مردد کرد
انگار دلش میخواست موهام رو سرم باشه
و....
هیچکدام این ها را ویژه سیمرغ خلق نکردم صرفا مربوط به احساسات خودم بودند و فکر میکنم همین حس باعث شد این آثار به چشم داورها بیاید.
۸. جشنواره را در دوره قبلی چگونه ارزیابی میکنید؟
من این جشنواره را دوست دارم و به نظرم دارد بهتر هم میشود. فضای هنری خیلی خوبی دارد و خصوصا در آن یک هفته من دوستان هنری خیلی خوبی پیدا کردهام.
۹. امسال هم در جشنواره سیمرغ اثر ارسالی خواهید داشت؟
به امید خدا بله.
۱۰. کلام آخر..
از خانواده عزیزم که حمایتم کردند و باورم داشتند خیلی تشکر میکنم.
از همه کسانی که علیرغم همه سختیها حمایت کردند و با تمام توانشان دارند زحمت میکشند هم تشکر میکنم.
ارسال نظر